۱- کار در کلاس صفحه ۱ ---> محور اعداد طبیعی را رسم کنید (صورت درست: چیزی به نام محور اعداد طبیعی نداریم. محور یک مفهوم پیوسته است در حالیکه اعداد طبیعی حالت گسسته دارند. بهترست با این عنوان جایگزین شود: اعداد طبیعی را روی محور نشان دهید)
۲- تعریف عدد اول در صفحه ۲ ---> (صورت درست: هر عدد طبیعی بزرگتر از یک که غیر از خودش و یک مقسوم علیه دیگری نداشته باشد اول است)
و با این تعریف می توان عدد ۱ را از اعداد اول جدا کرد. وگرنه دلیل اول نبودن ۱ بهم خوردن یکتایی تجزیه برای اعداد طبق قضیه اساسی حساب است.
۳- لزوم اشاره به تعریف مضرب در صفحه ۲ ---> (یا در کتاب آورده شود یا در کتاب راهنمای معلم)
۴- فعالیت صفحه ۴ ---> می خواهیم عددهای اول بین ۱ تا ۳۰ را بنویسیم (اعداد ۱ تا ۳۰ شامل ۱ و ۳۰ می باشد و اعداد بین ۱ و ۳۰ خود ۱ و ۳۰ را ندارند. اینجا این دو کلمه با هم ادغام شده اند که کلمه تا با کلمه و جایگزین می شود)
۵- الگوریتم غربال در صفحه ۴ ---> کافی است عددهای غیر اول (عدد یک و اعداد مرکب) را خط بزنیم... این پرانتز برای توضیحات بیشتر بهتر است آورده شود.
۶- الگوریتم غربال در صفحه ۴ ---> سوال ۱: آیا عدد یک اول است؟ (حذف کلمه چرا؟ بعد از سوال... چون دلیل اول نبودن آن بهم خوردن یکتایی تجزیه اعداد است) در ضمن بعد از آن به این نکته اشاره نشده است که حالا عدد یک را خط بزنید. و این عدد در سری اعداد اول باقی می ماند در حالی که در مراحل الگوریتم غربال که دقیقا در صفحه ۴ و زیر همان فعالیت آمده اولین کار را خط زدن عدد ۱ بیان کرده ایم.
۷- صفحه ۵ ---> روشی که برای تعیین عددهای اول تا ۳۰ بکار بردیم الگوریتم غربال نام دارد (القای این مفهوم که به روشی که برای ۱ تا ۳۰ بکار می رود الگوریتم غربال می گویند. صورت مناسب تر: ما در اینجا از روش الگوریتم غربال برای تعیین اعداد اول بین ۱ و ۳۰ استفاده کردیم)
۸- تمرین صفحه ۶ ---> یک سوال اضافه شود (سوال ۶: الگوریتم غربال را برای تعیین اعداد اول بین ۸۰ تا ۱۳۰ به کار ببرید) تا بچه ها بدانند که در الگوریتم غربال نیاز نیست همیشه از ۱ شروع کنیم و تعمیم آن را برای موارد دیگر متوجه شوند.
۹- تمرین صفحه ۱۱ ---> سوال آخر: سوال ۷ (بدلیل آنکه در ذهن دانش آموز ما به ازای خارجی ندارد مناسب نیست مگر آنکه قبلش سوالی مکمل قرار داده شود که با الگویابی این سوال را نیز حل کنند.
صورت پیشنهادی:
سوال ۷: اگر ۲۷=(۳ به توان x) باشد مقدار (۳ به توان x+1) را بیابید.
سوال ۸: همان سوال ۷ کتاب
۱۰ - صفحه ۱۴ تیتر جذر تقریبی دارد که مورد تردید است و روش سال سوم روشی برای محاسبه جذر دقیق است و جذر تقریبی در سال دوم آموزش داده شده است.
۱۱- صفحه ۳۵ سوال ۵ ---> به جز ضرب و جمع به کار رفته در نمودار که خاصیت جابجایی دارند در مواردی که تقسیم و تفریق در آن نمودار داریم بدلیل عدم مشخص شدن اولویت کدام عدد در تقسیم و تفریق، نمودار گنگ است.
۱۲- شکل صفحه ۹۶ اصلاح شود. زیرا در نگاه اول می شود پاره خط OC را شعاع گرفت و در واقع به مرکز O کمان زده است نه مرکز A
۱۳- صفحه ۹۸ ---> توپر و تو خالی بودن دایره های ابتدایی و انتهایی دقیق تر مشخص شود.
۱۴- فصل آمار ---> دلیل گسست آمار در کتب درسی مشخص شود. (آمار در سال اول و سوم آمده و در سال دوم از آن خبری نیست)
۱۵- صفحه ۱۰۵ کتاب در نمودار شطرنجی محور عمودی باید مسافت (متر) باشد نه سانت (متر)
۱۶- نقش کمرنگ تاریخ ریاضیات و بخصوص تاریخ ریاضیات اسلامی در کتب درسی
نوشته شده توسط میلاد افشین منش
این ایام عزیز تسلیت باد
یک تکه کاغذ بردارید، آن را نیم دور بپیچانید و دو انتهای آن را به هم بچسبانید. موجود ساده ای که ساخته اید، کلی خاصیت های عجیب و غریب دارد.
مثلا حتما می دانید که اگر سر و ته یک نوار را بدون پیچش به هم بچسبانیم، یک استوانه مانند ساخته میشود که اگر آن را از وسط ببریم، دو تکه میشود. اما اگر همین کار را روی این نوار عجیب انجام دهیم یک تکه باقی میماند و تنها طولش دو برابر می شود.

برای اینکه با خاصیت های دیگر این موجود آشنا شوید چند تکه کاغذ و چسب نواری و قیچی بردارید و سعی کنید جواب این سوالات را پیدا کنید. به کمک جواب این سوال ها تردستی های زیادی طراحی شده است. شما هم می توانید به کمک آن ها دوستانتان را به تعجب وادارید.
فرض کنید قبل از آنکه دو سر نوار را به هم بچسبانیم، به جای یک بار، دو بار آن را بپیچانیم و بعد از وسط ببریم. چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اگر نوار را سه، چهار، پانزده .... بار بپیچانیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چه فرقی بین عددهای زوج و فرد هست؟

اگر به جای یک برش از وسط نوار دو برش به فاصله یک سوم از لبه ها بزنیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟

این موجود را Augustus Mobius ریاضیدان و منجم آلمانی در سال 1858 کشف کرد و به همین خاطر نام آن را نوار موبیوس گذاشتند.. خاصیتی که در این نوار توجه موبیوس را جلب کرد، یک طرفه و یک لبه بودن آن بود. این نوار عجیب تنها یک رو دارد، یعنی یک مورچه که در نقطه ای از یک نوار موبیوس کاغذی ایستاده می تواند بدون رد شدن از لبه کاغذ به پشت آن نقطه (در سمت دیگر کاغذ) برسد. در حقیقت این نوار اصلا پشت ندارد. این خاصیت را می توانید در نقاشی زیر ببینید. همینطور، لبه این نوار از یک تکه تشکیل شده: یک دایره که روی خودش تا شده است.

به نظر شما آیا نوار هایی که با تعداد زوجی پیچاندن ساخته می شوند هم این خاصیت ها را دارند؟
منبع وماخذ :
مهر را در ماه خدا نیازموده بودیم .مهربانی اش ان شا الله افزون باد .
شروع سال تحصیلی جدیدرا به همه همکاران فرهنگی تبریک می گویم.

|
فكر ميكنم با اوضاع و احوال كنوني كه هر محاسبهاي از هر قسم و هر نوع با زدن يك دكمه توسط نرمافزارهاي متنوع انجام ميشود صحبت از اينكه خواندن رياضيات از ملزومات زندگي روزمره است كمي سادهانگارانه باشد. ديگر آن زمان كه لازم بود بسيار چيزها ياد بگيريم تا بتوانيم منحني يك تابع را رسم كنيم گذشته است. امروزه اين كار حتي از عهدهي سادهترين ماشينحسابها نيز برميآيد. ديگر آن روزها كه به بچهها ميگفتيم كه حتي اگر وارد كار تجارت نيز بشويد باز براي رسيدگي به حساب و كتابهايتان بايد رياضيات بدانيد سپري شده است. تمام اين كارها توسط نرمافزارهايي كه بهسادگي در دسترس همگان است انجام ميشود. پس، راستي چرا رياضيات ميخوانيم؟ به نظر من اين سؤال وقتي قابل بحث و بررسي است كه نگاهي كمي كليتر به برنامهي آموزش عمومي داشته باشيم. از رياضيات كه بگذريم راستي، اصلاً چرا فيزيك يا شيمي يا ادبيات . . . ميخوانيم؟ هدف آموزش عمومي چيست؟ شما در اين مورد چه فكر ميكنيد؟ آنچه ميبينيد نظر من است. شما هم اگر نظري داريد منتظريم: هدف اساسي و اصلي آموزش عمومي (اگرچه در كشور ما گم شده است) آموختن شيوهي تفكر و استدلال به دانشآموزان است. اگر به اين هدف توجه كنيم بقيهي كارها بسيار ساده است. فكر ميكنم موافقيد كه نميتوانيم بچهها را سر كلاس بنشانيم و بگوييم: «خُب، قرار است كه فكر كنيم و فكر كردن را ياد بگيريم» فكر كردن نياز به ابزار و بهانه دارد. حال گسترهي اين ابزارها و بهانهها ميتواند بسيار وسيع باشد. ممكن است فكر كنيم كه حالا كه قرار است فكر كردن را تجربه كنيم و استدلال و تحليلكردن را ياد بگيريم، بهترين ابزار چيزي مثل فلسفه يا منطق است. اما خُب، دقت كنيد كه اصلاً نميشود با يك كودك يا نوجوان در مورد فلسفه و چيزهايي مثل وحدت وجود يا كثرت وجود يا پديدارشناسي و هرمنوتيك و . . . حرف زد. رياضيات، فيزيك، شيمي، ادبيات و . . . همگي ابزارهايي هستند كه اين بهانهها را فراهم ميكنند و در عين حال زمينهساز پديدآمدن يك ذهن آماده براي ورود به رشتههاي مختلف دانشگاهي هستند. شايد اين چيزها را (باز هم مثل خيلي چيزهاي ديگر) فرنگيها بسيار بهتر و كاملتر از ما فهميدهاند. چندي پيش يك كتاب پيشنياز جبر را كه براي دوره كالج نوشته شده بود بررسي ميكردم. آنچه ديدم خيلي ساده بود: مطالب آن كتاب در سطح سال سوم راهنمايي و حداكثر اول دبيرستان كشور ماست. راستش را بخواهيد بچههاي ما در دورهي دبيرستان (سه سال آموزش متوسطه و يك سال پيشدانشگاهي) تقريباً تا سطح درسهاي سال دوم دورهي دانشگاههاي كشورهاي خارج را ميخوانند. اما در كمال تعجب ما در هيچكدام از رشتههاي علوم محض (رياضي، فيزيك، شيمي و . . .) نظريهپرداز و محقق نداريم. ما فكر ميكنيم هر چهقدر بيشتر بخوانيم و هرچه بتوانيم مسائل بيشتري حل كنيم حتماً موفقتريم. چندي پيش يكي از كساني كه ميشناختم با تعجب تعريف ميكرد كه فلان استاد دانشگاه شريف بلد نبود يك انتگرال ساده را محاسبه كند و وقتي اين را تعريف ميكرد بسيار حيرتزده بود كه چهطور چنين چيزي ممكن است. آنچه او توجه نكرده بود اين بود كه محاسبهي يك انتگرال چندان مهم نيست. آنچه لازم است قوهي تحليل و |
تفكر است. متأسفانه با نظام فعلي آموزش و پرورش و بدتر از آن با شيوهي كنوني پذيرش دانشجو (كنكور سراسري و دانشگاه آزاد)، تقريباً پرونده هرچه تفكر و تعقل و تحليل بسته است و تنها نكتهي مهم براي دانشآموزان و معلمان كسب درصدهاي بيشتر در اين مسابقه است. خُب، شايد با اين حرفها برسيم به يك نقطهي كور، آموزش دانشآموزان كه به عهدهي وزرات آموزش و پرورش است و پذيرش آنها هم با سازمان سنجش، پس براي ما چه ميماند. باز هم همان بحث جهان سومي بودن و . . . اما قضيه، سادهتر از اين حرفها است. شايد شما با دانشآموزي سر و كار داريد كه در حال درس خواندن است، بچههاي خودتان، برادرتان، خواهرتان، برادرزاده، خواهرزاده، همسايه و يا . . . خُب، حالا چهكار ميتوانيد بكنيد؟ بگذاريد يك سؤال ساده بپرسيم. دانشآموزي كه در دبستان درس ميخواند و به او گفتهاند كه محيط دايره برابر 2лR يعني قطر ضربدر عدد پي است. اگر او از شما بپرسد چرا قطر ضربدر عدد پي؟ چه جوابي ميدهيد؟ آيا ميگوييد: «خُب، رياضيدانها قبلاً بررسي كردهاند كه محيط دايره تقريباً برابر حاصلضرب عدد پي در قطر آن است» اگر اين جواب را بدهيد و من آن دانشآموز باشم نتيجه ميگيرم كه شما داريد حاشيه ميرويد و خودتان هم جواب را نميدانيد. چه راهي براي توضيح اين مطلب سراغ داريد؟ مثالي كه زدم چندان اهميت ندارد (راستي جوابش را ميدانيد؟!) مهم آن است كه در ذهن يك دانشآموز هميشه يك «چرا؟» زنگ بزند. هرچه كه ميخواند يا ميشنود فوري فكر كند «چرا؟» (اگرچه باز هم در كشور ما خيلي از اين چراها جواب ندارد!) هدف از خواندن رياضيات همين است. يعني هدف اصلاش همين است و بقيهي چيزها يعني مهارت در محاسبات و يادگرفتن حد و مشتق و انتگرال و از اين جور چيزها همه فرعياند. باور نميكنيد يك نفر را كه رياضيات را اينجوري ياد گرفته باشد بياوريد تا من هرچه را كه ميخواهيد يادش بدهم. (خيلي حرف بزرگي بود، نه؟!) اگر با خواندن اين سطرها كمي احساس افسوس و حسرت داريد كه اي واي پس چرا ما اينطوري نبوديم و نخوانديم و يا چرا با ما اينجوري رفتار نكردند، اصلاً اشكالي ندارد چون يكي آنكه از الآن به بعد هم دير نشده است، لازم نيست رياضيات بخوانيد فقط كمي بيشتر بگرديد و كنجكاو باشيد و فكر كنيد، كمي هم بيشتر بپرسيد چرا؟ و دوم و مهمتر از اولي آنكه به كودكان و نوجوانان دور و برتان توجه كنيد، هرچه ميتوانيد كنيد در آنها يك روحيهي پرسشگر ايجاد كنيد. دو تا سؤال سادهي ديگر هم ميكنم و بعد خداحافظ: سؤال اول: اگر از شما بپرسند جمع و ضرب چه ربطي به هم دارند چه ميگوييد؟ تفريق و تقسيم چهطور؟ سؤال دوم: فرض كنيم رابطهي محاسبهي محيط دايره را بلديم: 2лR ، خُب حالا ميخواهيم با كمك اين رابطه و فكر كردن رابطهي محاسبهي مساحت دايره را پيدا كنيم. آيا ميتوانيد اين كار را انجام دهيد؟ (اين كار را ارشميدس بيست و پنج سال قبل از ميلاد انجام داده بود، آن هم با دست خالي، اما ...) - - - - - - - - - - - - - - - پايان مقاله - - - - - - - - - - - - - - -
با نظر نويسنده در مورد فلسفه آموزش رياضيات موافقيد؟ |